|
زیرمیزی نامه!
همونطوری که از سکناتمون پیداست امتحان هامون که نهایی هم می باشد شروع شدن و همهء بچه های ریاضی شهر-از نخاله های سوسول گاگول گرفته تا ما!- رو تو یه مدرسهء درپیت جمع آوری کردن.همه بروبکس ۳ ریاضی هشمت تو یه کلاس نیوفتادیم ولی بکس اکیپ خودمون که ۱۰ تای آخر دفتر نمره بودیم تو یه کلاس پشت همیم.چون دیگه تو این مدرسه و با این امتحانای لعنتی نمی شه حماسه آفرید امروز که به قول فاطی عچقم کشید و خواستم وبلاگو آپ کنم،تصمیم کبری ام این شد که از بین نامه های زیر میزی که در طول سال برای هم نوشتیم(همه رو تو جیب جامدادیم جمع کردم)،چند تا نامهء شایسته انتخاب کنم و بزارم اینجا با بکسمون یه کم بخندیم...(هر چند خنده داراش قابل ذکر نیستن)
اولین نامه بین فاطی،یاسی و مهساس سر زنگ ادبیات-زنگ آخر ۵شنبه روزی-وقتی می خواستیم دزدکی از آقای توفیق وقت کلاس حسابان بگیریم(فاطی میز اول می شینه یاسی و مهسا آخر): به خط فاطی:بعد از اینکه زنگ خورد یه جوری سریع بریم پیش توفیق که بچه ها نفهمن.از الان وسایلتون رو جمع کنین.وقت است که برگ بر باره ببندیم!(کنایه از آماده شدن برای رفتن) به خط یاسی:اینجانب(یاسی)که نمی تونم با شما بیام.شماها برین!اینجانب ۱۰ دقیقه است پدرم سر کوچه منتظرمه که ببرتم مسابقه!ساعت تعطیل شدنمونو اشتباه بهش گفتم.الان از شدّت عصبانیت... به خط یاسی: مهسا:فاطی خر می باشد! ب.خ.فاطی:مهسا خودش خر می باشد.تازه امیدوارم یاسی از باباش کتک بخوره شنبه که می آد مدرسه زیر چشمش کبود باشه.جمعه CDنوری(نه سخت(hard)و نه نرم(فلاپی))منو یادتون نره بیارین. ۳ تا امضا هم از ۳تاشون پای نامه است.این یکی نامه که الان می خوام بنویسمش سر زنگ عربی-یکشنبه روزی-زنگ آخر-در حالی که منو مهسا داشتیم تو سر و کلهء هم می زدیم به دستمون رسید: ب.خ.فاطی:باز هم شما دو تا رَم کردین؟شما کی می خواین آدم شین؟آخه چرا نهال محبّت و دوستی را زیر رگبار بغض و نفرت و کینه آش و لاش می کنید؟...خوب بید؟؟؟(پایین این پاراگرافش عکس وگور رو کشیده و زیرش نوشته:)آرزو وگوری(از شعرای سال اول)وقتی که سبیل هایش را نزده باشد. پایین عکس وگور هم نوشته:غرض از مزاحمت.یه دونه از اون بیسکِویت هاتون رو می خوام. یادم نمی آد بیسکویت رو بهش دادیم یا نه.این نامه ادامه داشت ولی سانسور شد.نامهء بعدی نامهء عقشولی! منه.سر زنگ کامپیوتر-۵شنبه روزی-زنگ دوم: ب.خ.مهسا:فاطی! لاکِشو(لاک معلم کامپیوتر)دیدی؟(با لهجه بخون)اینقدر دوس دارم!تو چی؟ ب.خ.فاطی:از روج سرخابی شما دو تا که دیروز خریدین خوشرنگتره.با خودکار عطری نوشتم تا شما معتاد شین. ب.خ.یاسی:فاطی لواشک می خوری برات بفرستم؟مهزو(مهسا به بیان یاسی)یه لواشک سیبی داره.بیا کلکشو دکّنیم....ب.خ.یاسی:مهسا:فاطی خر می باشد...ب.خ.یاسی:مهسا:کریـــــــــــــــــــــــــم!...ب.خ.یاسی:این بچه روز به روز داره بدتر می شه. ب.خ.فاطی:آره جاااااان!می خوام.چرا که نه؟ولی نکنه توش ماده چاق کننده ریخته باشین؟!؟ لواشکو براش فرستادیم که اینو فرستاد: ب.خ.فاطی:نمیرین شما دوتا!آخه این لواشک به این کوچیکی انگشت من رو هم پر نمی کنه چه برسه به این کیسهء گنده که اسمش مثلا معده است. ب.خ.فاطی: پشت میزها میزی است/که در آن دو کِرک نَخِش جا دارند./خر سرودش را خواند./بوفه ای باید ساخت/باید انداخت تو باغ! ب.خ.فاطی:تو خیابون منتظر کریم مرغی می مونه/تا که این مرغ برسه یه لحظه اونو ببینه/سر زنگ هندسه می گه این درسها بسه/کاشکی این زنگ بخوره مرغ به مرغدار برسه-۲ بار/خرخون کلاس مهساست/سر امتحان عچق کرک بیحواس مهساست-۲ بار نصف نامه هم سانسور شد!شرمنده!کرک نخش=مرغ نا خوش(به زبان مازندرانی)روج=رژ......نامه بعدی یادم نیس سر چه زنگی ِ: ب.خ.سودابه:مهسا!اون پلیس اِ که دیروز بهتون نشون دادم چطور بود؟(قیافه اش)به نظرت چند سالشه؟(پلیسه BF جدیدش بود) ب.خ.مهسا:سودابه!بد نبود ولی ما از دور دیدیمش.فقط باید شلوارش رو عوض کنه.می خورد ۲۷ سالش باشه. بقیه نامه با نگاه بود!نامه بعدی هم از طرف سودابه است: ب.خ.سودابه:مهسا!یادته که پارسال هر وقت جلوی چشام رو از پشت می گرفتی،می گفتم همونیه که سه تا النگو داره؟راستی!النگوهات چی شدن؟ ب.خ.مهسا:خونه است.ببین سودابه من و یاسی چه تغییری کردیم؟(منو مهسا ۱ رنگ جدید روج رو روی خودمون امتحان کرده بودیم!می خواستیم ببینیم تابلو اِ یا نه!) ب.خ.سودابه:نمی دونم،شاید هر دو تون خوشگل تر شدین.ولی تو مدل موهات تغییر کرده.با حجاب شدی. نامه بعدی رو هم یادم نیس مال چه زنگی اِ: ب.خ.فاطی:yasi!How are you today?How is malihe joon today ب.خ.یاسی:I'm fine so malihe joon is fine too!!(ta koor she cheshme hasooda!)kheh ب.خ.یاسی:مهسا:فاطی خر می باشد!....ب.خ.یاسی:مهسا:کریم کجایی؟...ب.خ.یاسی:عشق کریم کورم کرده! زنگ خورد و بقیه نامه رو با اصوات رد و بدل کردیم!!!!!!اونایی که نمی دونن ملیحه کیه:ملیحه از عچّاق خیابونی یاسی که هر وقت یاسی رو می بینه یه لبخند ملیح(از این گوشش تا اون یکی)بهش می زنه.واسه همین یاسی بهش می گه ملیحه...نامه بعد مال وقتی که فاطی گوش درد گرفته بود و مدرسه نمی اومد.نامه رو داد دختر عمه اش که سال اوله برامون آورد: ب.خ.فاطی:سلام خدمت مرغای عزیز-یاسی جون و عروس خانم(مهسا)-از طرف من به اون کِرکِ تازه متولّد شده هم تبریک بگید.راستش انقدر برام زنگ زدین و جویای احوالم شدید که دیگه من شرمنده روی شما دو مرغ لاقر اندام!!شدم.اگر با خوندن این نامه تلنگری به اون وجدان خفته تون خورد و باعث شد به خودتون بیاین،زحمت نکشین و زنگ نزنید.چون من به همراه مادر و مادر بزرگم و بقیهء اقوام می خوام برای مدارا به دکتر مراجعه کنم.راستی!راستی!یه خبر داغ.کریم فامیل در اومد.حالا به بعضی ها(مهسا) بگید بیشتر هوای ما رو داشته باشند.بقیهء ماجرا رو می ذارم وقتی به مدرسه تشریف فرما شدم تعریف می کنم.جون پیش خودمون باشه شما که غریبه نیستین من از این دختر عمه ام دل خوشی ندارم.خیلی فضوله.تمام جریان رو کف دست تک تک اعضای فامیمون می ذاره.مثل کاری که من در حقّ آقا ارثیه کردم.(یاسی اگه مهسا اینجاها رو نمی فهمه تو براش معنی کن.)...از ترس اینکه امضام رو جعل کنین امضا نمی کنم تا از فضولی اینکه امضام چطوریه بمی رید.(شوخی های مورد علاقهء مهسا) تو یه ورق هم عکس خودش و مهسا و منو کنار هم کشیده بسی مسخره!...یه نامه بلند بالا اینجا هست بین یاسی و مهسا سر زنگ ادبیات.ولی چون خیلی زیاده حالش نیس بنویسم.اگه از اینا استقبال با شکوه شد شاید اونم نوشتم...نامهء بعد رو از آسیه می زارم که خیلی فوتبال دوسته: ب.خ.آسیه:یاسی!فوتبال یونان قهرمان اروپا شده بود؟ ب.خ.یاسی:نِی دونم والّا!... بقیه اش سانسور شد!آخرین نامه هم از فاطی اِ.از الان بگم سیا قشنگ یکی از فامیلای فاطی بود که همه اکیپ رو تو friend list اش add کرده بود: ب.خ.فاطی:حسابی آبروم رفت یاسی.دیگه با این سیاه قشنگ چت نکن. ب.خ.یاسی:برای چی آبروت رفته؟(دنبالش ب.خ.مهسا:)یاسمن عاشقشه! ب.خ.فاطی:جون ملیحه بی خیالش شو.به Kh گفته فاطی... آمار ما(خودش و اون برادر بی ریختش) رو بهتون داده. بقیه هم لفظی گفته شد چون زنگ خورد.دیگه مه خسته بَیتِمی!خام بورم چت هاکنم.خدو شِمِه پشت و پناه.....دِ مو ز خستگی دِکفتم.خام بوشوم چت!خدا تی همراه....هر کی نفهمید بره بمیره! |+| نوشته شده توسط مخمل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 22:51 |
|
